۵ راهکار برای از شنبه شروع میکنم

از شنبه ممنوع
از شنبه…
از فردا…
از سال جدید…

چند بار تا حالا تو دام جملات بالا افتادی؟

توی این کلیپ بهت ۵ تا راهکار آموزش میدم که تعلل رو برای همیشه کنار بذاری

 

 

آن‌هایی که انجام کارها را به تعویق می‌اندازند، در هر کاری منتظرند که شنبه بیاید، باید بدانند که شنبه هیچوقت نمی‌آید.

تعلل

شاید در زندگیمان هیچ چیز به اندازه تعلل و به تعویق انداخت کارها، تا حالا به ما آسیب نرسانده. می‌خواهیم یک کاری را انجام بدهیم، فقط موکول می‌کنیم. شنبه! شنبه می‌آید چه اتفاقی می‌افتد؟ اول ماه! اول ماه چه اتفاقی می‌افتد؟ ماه بعد قطعاً انجامش می‌دهم؛ انجام نمی‌شود. چرا؟ چون اگر قرار بود انجام بشه همان روز انجام می‌شد و به یک تاریخ بعد موکول نمی‌شد.

ما عادت کردیم که کارهایی که کمی سخت‌تر هست، به تعویق بیاندازیم و تعلل کنیم. می‌دانی چرا؟ چون یک‌سری کارها هستند، سخت‌ترند. تایممان را و روزمان را باید بالاخره با یک کاری پر کنیم. معمولاً گرایش ما راحت‌طلبانه است. کارهای ساده را انجام می‌دهیم و آن کاری که سخت‌تره را به تعویق می‌اندازیم. حالا مشکل چی هست؟ معمولاً دستاوردهای ما در زندگی از همان کار سخت و دشوار است.

شما صبح تا شب کار آسان انجام بده، درست هست که کار انجام دادی ولی آیا آن کاری که باید انجام می‌دادی را دادی؟ خیلی‌ها می‌آییم خودمان را قانع می‌کنیم. مثال می‌زنم. یک فردی پیج اینستاگرام دارد، آماده‌سازی پست از جواب دادن با دایرکت سخت‌تره. ولی این فرد می‌آید دایرکت‌ها را جواب می‌دهد، روزش تمام می‌شود و می‌گوید من می‌خواستم انجام بدهم و خب دایرکت‌ها زیاد هست و من باید به دایرکت‌ها پاسخ بدهم. بعد آن محتوا آماده نمی‌شود.

بعد پیش خودش می‌گوید: امروز که جمعه هست، شنبه آماده می‌کنم. هزار و یک بهانه را پشت سر هم قرار می‌دهد. آخرش آن کاری که باید انجام می‌دادیم را انجام ندادیم. یک بار برای همیشه باید این تعلل و تعویق انداختن را در زندگیمان، کامل کنار بگذاریم. با تعلل کسی به هیچ نتیجه‌ایی نمی‌رسد.

من پنج‌تا تکنیک می‌خواهم بگم که باعث می‌شود در زندگیتان، کارها کم‌تر به تعویق بیاندازیم.

 

مورد اول: کمال‌گرایی را کنار بگذارید

از خودم مثال بزنم: یک دوره آموزشی را آماده کرده بودم. خیلی در آن دور اطلاعات حجم اطلاعات زیاد بود، بعد قبلاً محتوای آموزشی را در هر شرایطی گوش می‌دادم. در ماشین بودم گوش می‌دادم، موقع نهار فایل صوتی را گوش می‌دادم، شب قبل خواب گوش می‌دادم. بعد اینجا چه اتفاقی افتاد؟ من باید یک تایمی باشد که متمرکز باشم و این فایل صوتی را گوش بدهم.

امروز داشتم بررسی می‌کردم از ده تا فایل صوتی یک ساعته، من معمولش اگر طبق روال قبلی می‌رفتم دو یا سه روزه تمومش می‌کردم، دو هفته گذشت و من هنوز جلسه سوم هستم. فایده‌ای دارد؟ فایده‌ای ندارد. کمال‌گرایی و منتظر بودن شرایط آرمانی، فقط کار را به تعویق می‌اندازد. باید در هر شرایطی شروع کرد. منظر این هستی که اوضاع درست بشود، اینقدر کمال‌گرا هستی که اوضاع درست شود؟ شاید هیچوقت درست نشد و دست روی دست گذاشته‌ای.

باید شروع کنیم. از هرجایی که هستی باید شروع کنی. ذهنیت کمال‌گرایی را کنار بگذار. کمال‌گرایی یک وسواس هست. در زندگی می‌خواهی نتیجه بگیری با وسواس نمی‌توانی نتیجه بگیری. منتظر این نباش که یک اتفاق خوب بیافتد و نتیجه بگیری. طرف پیج اینستایش را شروع نکرده، می‌گویم را شروع نکردی؟ می‌گوید: گوشی جدید سفارش دادم دوربینش بهتر است، هفته بعد گوشی به دستم رسید، شروع می‌کنم. مطمئن باش هفته بعد هم یک بهانه دیگر می‌آورد چون کسی که می‌خواهد شروع کند، تا هفته بعد صبر نمی‌کند، کمال‌گرا نیست. می‌گوید امروز شروع می‌کنم و در مسیر بهترش می‌کنم.

 

مورد دوم: حسرت

یکی دیگر از چیزهایی که باعث می‌شود کارها را به تعویق بیاندازیم، حسرت هست. این را کنکوری‌ها خیلی تجربه کردند. دو سه ماه درس نمی‌خوانند بعد مثلاً نزدیک کنکور می‌شود به آن‌ها می‌گویند که درس بخوان. می‌گوید: میدونی اگر شش ماه پیش شروع کرده بودم الآن کجا بودم؟ میدونی اگر سه ماه پیش شروع می‌کردم کجا بودم؟ تا روز کنکور هم این حسرت را دارند ولی آخر هم آن کاری که باید انجام بدهند را نمی‌دهند.

همه در زندگی همینطور هستیم. می‌گوییم نمی‌دانی آن موقع دلار هزار تومان بود، من اگه فلان چیز را می‌خریدم الآن چی می‌شد؟ الآن چیکار می‌توانی بکنی؟ در حسرت‌های گذشته زمانت را از دست می‌دهی، زندگیت را داری از دست می‎‌دهی. زمان هیچوقت برنمی‌گردد. برای هیچ کسی در تاریخ تا حالا متوقف نشده است. باید با زمان همراه بشوی. با زمان همراه نشوی، زمان را از دست می‌دهی. چون زمان منتظر هیچ کدام از ما نمی‌ایستد. باید با زمان پیش برویم. حسرت‌ها را کنار بگذارید،

ذهنیت حسرت داری با خودت خلوت کن یک بار با خودت بگو که دیگر حسرت نمی‌خورم. اگر قرار باشد حسرت بخورم، فردا حسرت امروز را می‌خورم. سال بعد حسرت امسال را می‌خورم. تمامش کن، یک بار برای همیشه تمامش کن. بگو جوری زندگی کنم، کارها را جوری انجام بدهم که دیگر حسرت نخورم.

 

مورد سوم: انرژِی

خیلی از کارها را انجام نمی‌دهیم، چون انرژیمان کم است. انرژی معمولاً انرژی فیزیکی نه، انرژی روحی. انرژیمان مثبت نیست. می‌خواهیم امروز یک کار مهم و سخت انجام بدهیم، می‌گوییم امروز حسش را ندارم. حس را در خودت باید خودت ایجاد کنی. اگر منتظر بمانی که یک روزی حس داشته باشی، نصف روزهای زندگی را باید از دست بدهیم. ما در زندگی سینوسی هستیم، حالا یک جاهایی بالاییم و یک جایی پایین. ولی باید خودمان این را القاء کنیم که باید بالا باشم.

یعنی چه که حسش را ندارم؟! باید کارم کنم. امروز یک کاری را باید انجام می‌دادم، حسش را ندارم نگوییم، باید انجامش بدهیم. من همیشه گفتم و این جمله را همیشه در زندگی‌ام دارم که می‌خواهم یک کاری را انجام بدهم، سه چهار بار در ذهنم تکرارش می‌کنم «درنگ نکن انجامش بده» انجام می‌شود. ولی اگر بگویم حسش را ندارم، امروز خسته‌ام، باشد برای هفته بعد، از هفته بعد قطعاً انجام می‌دهم. خیر آن هفته بعد هیچوقت نمی‌آید.

از همین امروز باید شروع کرد. اول صبح از خواب بیدار می‌شوی بگو امروز زیباترین روز زندگی من هست. امروز بهترین روز زندگی من هست. امروز بیشترین دستاورد را در زندگی به دست می‌آورم. مطمئن باش آن حس و انگیزه برای هر کاری می‌آید. ما همه چیز را پیچیده می‌کنیم، خیلی ساده می‌توانیم خیلی چیزها و هر کاری را در زندگی انجام بدهیم.

 

مورد چهارم: نه گفتن را یاد بگیر

در زندگی می‌خواهی کارها را به تعویق نیاندازی، وقتی برنامه داری نه گفتن را خوب یاد بگیر. ما خیلی چیزها را در مدرسه برایمان گفته‌اند ولی چون عمقی نگفتند و برایمان آموزش ندادند، در ذهنمان نهادینه نشده است. به ما خیلی وقت‌ها گفته‌اند که به سیگار نه بگویید. ولی به ما گفته‌اند که به اجرا شدن برنامه‌هایتان نه بگویید؟ به پذیرفتن کاری که باعث می‌شود برنامه‌تان را اجرا نکنید نه بگویید؟

تو الآن یک کاری داشتی، باید انجامش بدهی چون برنامه‌اش را دیروز مشخص کردی؛ حالا اگر یک کار دیگری هم پیش بیاید، نمی‌شود این کار را فردا انجام بدهی؟ نمی‌شود برای هفته بعد موکولش کنی؟ امروز نه بگو که کارت را انجام بدهی. خیلی از کارها در زندگیمان انجام نمی‌شود چون ما با هر برنامه‌ای اوکی هستیم. بریم مسافرت. تو برای مسافرت برنامه‌ریزی کردی؟ مسافرت نه، بریم بیرون. تو کار داشتی، برنامه داشتی قرار بود کاری را انجام بدهی، بیرون بروی؟ این‌ها همه باعث می‌شود تعلل داشته باشی.

نمی‌گویم بیرون نرو، نمی‌گویم تفریح نکن، زندگی برای این است که زندگی کنیم و لذت ببریم. ولی برای اینکه لذت بالایی را ببری در زندگی باید برنامه داشته باشی. کاری باید انجام بدهی باید برنامه داشته باشی. برای تفریح هم باید برنامه داشته باشی. این باعث می‌شود کارها را به تعویق نیندازیم.

 

 

مورد آخر: برنامه ریزی کوتاه مدت

هر شب برای فردا برنامه‌ریزی کن. هیچ چیزی مثل این به تو کمک نمی‌کند. من وقتی شب می‌خوابم و برای فردایم برنامه‌ریزی می‌کنم، یک بار صبح دوباره آن برنامه را چک می‌کنم و در ذهنم برنامه‌ریزی را حفظ می‌کنم. که صبح تا ظهر باید این کار را انجام بدهم، ظهر تا عصر باید این کار را انجام بدهم و عصر تا شب هم باید این کار را انجام بدهم. برای تک‌تک کارهایم.

نه اینکه برای کل زندگی‌ام اینطور باشد نه، هیچ‌کس دوست ندارد رباتیک زندگی کند. می‌گویم که کمی از این بی‌برنامگی محض خودمان را خارج کنیم. فکر نکنید که من صبح تا شب کلاً کار دارم. به وقتش باید همه چیز در زندگی باشد. تک‌بعدی نباید زندگی بکنیم. آن‌هایی که تک‌بعدی زندگی می‌کنند به دستاورد خاصی نمی‌رسند. همه چیز باشد ولی با برنامه باشد.

از صرفاً بدون برنامه بودن خودمان را دور کنیم. این‌ها باعث می‌شود آن کارهایی که در زندگی باید انجامش بدهیم را انجام دهیم. زندگی ما با دستاوردهایمان ارزشمند می‌شود. دستاوردها حاصل کارهاست و کارها هم اگر قرار باشد به تعویق بیافتند، دستاوردی حاصل نمی‌شود.

 

بهترین‌ها را برایتان آرزو می‌کنم. یاحق

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.